سال ها پیش در سرزمین آریایی ها ، آن جا که مهد ربنای شجریان است و کاندیدای پوششی ، شیخی پا بر عرصه سیاست گذاشت که هنوز هم بین صاحب نظران دعوا است که آیا او بر عرصه سیاست پا گذاشت یا عرصه سیاست بر او ؟؟؟ زیرا که زیر بار احقاق حق مردم ، شکسته شد و تمام محاسن مشکی اش ، خاکستری شد .
اما شخص مذکور خدمات زیادی به این کشور کرد . از بتون ریختن در آن رآکتور بدردنخورِ پرمصرفِ هسته ایِ بدترکیب گرفته تا بستن دهان منتقدانی که همه شان ، پدرسوخته ها ، میخواستند دیوار بکشند . بگذریم ... غرض ما از این نوشته بیان دستاوردهای گران بهای آن دولت جوان و پرکار نیست ؛ بلکه بیان مظلومیت آن ها است که دل سنگ را آب میکند .
اصلا مورخان مثل آهو در دریاچه ارومیه مانده اند که چرا آنقدر ، شیخ و دوستان مظلوم بوده اند . در مظلومیت شیخ همین بس که چه ناسزاها که به او نگفتند : از بی شناسنامه و کاسب تحریم و بزدل و ترسو و افراطی گرفته تا دادن حواله جهنم به او به امید اینکه از خوف خدا نلرزد . اما شیخ آریایی همیشه سکوت کرده و لبخند می زد . به قدری مظلوم که تا به کسی تهمت می زد و فحش میداد ، همه به او یورش برده و مواخذه اش میکردند و حتی یک حق تهمت هم برای آن شیخ عزیز قائل نبودند .
خدا بیامرز ، دوستان و ورزایشان هم همینگونه بودند : نوشته اند که وزیر بهداشتِ آن زمان ، یکی از مودب ترین افراد زمان خویش بود و « فور اِگزَمپِل » اگر کسی به او بیشعور میگفت یا او را مزدور و چرت خطاب میکرد ، هیچ عکس العملی نشان نمیداد .
همچنین باز هم نوشته اند که وزیر راه آن زمان ، چقدر سر این کنفرانس های خبری کتک خورد و چه میکروفون ها که به سمتش پرت نشد .
سرگذشت سخنگوی دولت که اصلا دل ها را کباب میکند . بارها در کنفرانس های خبری به سمتش ماله پرتاب کردند و او هیچ وقت روی «نوبخت»ی را ندید .
وزیر مظلوم آموزش و پرورش و دختر مظلوم ترش ، حق نداشتند حتی ۲۰۰ میلیون تومان واردات انجام بدهند . آخر آن موقع ۲۰۰ میلیون تومان پولی نبود اما منتقدان مزدور ، باز هم جنگ رسانه ای راه انداختند .
و اما وزیر نفت و ما ادراک ما وزیرنفت . ( گریه نویسنده ) ... این فرد بخشنده و خوش رو ، وقتی میخواست آن ذات بخشنده خود را به نمایش بگذارد و گازمفت بدهد به ترکیه ، همان منتقدان بی ادب چه هجمه ها که به او نکردند . حق هم داشتند . آن ها هیچ وقت معنای بخشندگی را نفهمیدند و تمام ارزش های آنان ، مادی بود . آن بدبخت ها ، یک مشت پوپولیستِ دیوارسازِ نباتْ پخش کنِ چهاردرصدی بودند .
در پایان ...صدای گریه بلند است و توانی نیست ... آه ... خدایا ... به حق قرارداد کرسنت و FATF و برجام و ۲۰۳۰ و تمام آن محرمانه هایی که بوی خوشش بعد ها در خواهد آمد ، آن شیخ مظلوم و دوستان ستم دیده را قرین رحمتت قرار بده ... .
کانال تلگرام پسرقمی : qomboy_blog@